برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
دقیقا پنج ماه از اولین صبحی که تو کانادا چشمام رو باز کردم میگذره.
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
من همیشه به تصمیم هایی که در زندگی میگیرم به چشم تردید نگاه کرده ام. یک دلیل مهمش این است که معتقدم آدم سالمی نیستم. پر از کمبود و کاستی ام. و نظر من را بخواهید، اینکه از آدم ناسالمی توقع داشته باشید تصمیم های سالمی بگیرد که تاثیر گرفته از کمبود ها و کاستی هایش نیست، مثل این است که از قوطی رب گوجه ی توی یخچال به عنوان لیوان آب استفاده کنید و تعجب کنید که چرا آب شیر مزه رب گوجه گرفته.
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل

بری اون بالا. تو ننوی وسطی. یه نفس عمیق بکشی. دستاتو باز کنی. آروم به جلو خم شی، اونقدر که ته دره رو ببینی. مکث کنی. تردید کنی. به همه احتمالات فکر کنی. شک کنی که یعنی می ارزه؟ اگه اون طور که فکر می کردم نشه چی؟ یه بار تو عمرت تصمیم بگیری قاطعانه تصمیمتو اجرایی کنی و دلهره رو بذاری کنار.
و پرواز کنی.
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل